درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

نگاه به زندگی با کدامین عینک

نوشته شده توسط:ریحانه
جمعه 24 شهریور 1391-01:16 ب.ظ

احساسات ما ریشه در تفکرات ما دارند. در اغلب موارد به هر گونه ای که فکر کنیم، احساسات و عواطف ما بر این اساس شکل می گیرند. باید باور داشته باشیم که نقاط منفی و مثبت موجود در احساسات ما از نوع اندیشه و افکار ما منتج می شوند. برای حضور احساس غم و ناراحتی،ابتدا تفکر غم انگیز است که در درون ما به وجود می آید. یک فرد عصبانی و سرشار از خشم و نفرت، در درون ذهنش افکار خشمگینانه وجود دارند که منجر به بروز احساس عصبانیت می شوند. فردی که حسود است،ذهنش مملو از افکار حسادت آمیز است.

در قرون گذشته فردی به نام اپیکور که از فیلسوفان یونان باستان بود،اینطور بیان کرد که: نگرش و برداشت انسان ها از رویدادها،بسی مهمتر و تعیین کننده تر از خود رویدادها هستند.

به نظر می رسد که این سخنی منطقی و شایسته است. این می تواند به این معنا باشد که برداشت افراد مختلف از یک اتفاق، با یکدیگر یکسانی و شباهت ندارد و افراد مختلف ممکن است نسبت به حوادث مختلف،عکس العمل های متفاوتی از خود نشان دهند که ناشی از نوع برداشت آنها از واقعه مذکور است. چنانچه واقعیت های خارجی اطراف ما دارای نقشی تعیین کننده بودند،میان ارزیابی افراد از این واقعیت ها،تفاوتی وجود نداشت.

این حقیقت وقتی وضوح می یابد که همه ما بارها دیده و شنیده ایم که به تعداد افرادی که با یک رویداد واحد مواجه بوده اند،توصیفات متفاوتی وجود داشته است. آنچه مسلم است اینکه نگرش هر فرد نسبت به رویدادهای مختلف،متفاوت است. این یعنی افراد مختارند که دنیا را از پشت عینک های مختلفی تماشا کنند و به آن طریق بیندیشند.به این ترتیب می توان گفت که به طور کلی برخی با عینک خوش بینانه و برخی با عینک بدبینی به دنیا می نگرند.

یک فرد عصبی که دائما مضطرب است از روحیه بدی برخوردار است و ممکن است همیشه اینطور تصور کند که دلیل وضعیت بد روحی اش به عوامل بیرونی مربوط می شود که اغلب آنها از حیطه کنترل و اراده او خارج است. عده ای هم وجود دارند که چنین شرایط روحی و فکری را به هورمون های بدن و مسائل مربوط به ژنتیک نسبت می دهند. برخی هم روحیه کسل و افسرده خویش را ناشی از وضعیت نابسامان جهان،اوضاع اقتصادی نامناسب،آلودگی هوا،ازدحام و ترافیک خیابانها و امکان بروز مشکلاتی دیگر،نسبت می دهند. در هر حال به نظر می رسد این گروه از افراد احساس و تفکر خویش را واقع بینانه می دانند و همین امر موجب می شود تا تلاشی برای مقابله با این احساسات نداشته باشند و اغلب اوقات برای یافتن دلیل ناراحتی و غمگینی خویش در جستجوی مقصری بیرونی هستند.

البته نباید نسبت به این نکته غافل بود که همه این مسائل و مشکلات وجود دارند و هر یک می توانند به گونه ای تاثیر گذار باشند اما به نظر می رسد که تمامی این نظرات مبتنی بر این باور است که احساسات ما به دور از کنترل ما هستند. اگر به دنبال برخورداری از احساسات مثبت،سازنده و مطلوبی هستید،باید بدانید و اگاه باشید که به جای رویدادها و حوادث بیرونی،به افکار و طرز تفکر خویش توجه کنید که همین طرز تفکر سازنده احساسات شماست.

دکتر دیوید برنز، بعد از بیان نظرات متفاوتی که در این رابطه مطرح شده است،اینچنین می گوید:

اگر می خواهید از روحیه بد نجات یابید،باید قبل از هر چیز بدانید که هر احساس منفی،ناشی از اندیشه منفی به خصوصی است. اندوه و افسردگی،ناشی از تفکر از دست دادن و باختن است.

مهم نیست که دنیا روی کدامین چرخ می گردد، انچه مهم اینکه در میان بالا و پائین های متعدد،چطور به خوشبختی و حس رضامندی دست پیدا کنیم. این یک شعار نیست بلکه واقعیتی دست یافتنی برای تمامی افرادی است که دوست دارند مثبت بیندیشند و مثبت احساس کنند

پس اگر احساسات ما از اندیشه ما نشات می گیرند، می توان به سادگی به این نتیجه رسید که احساس رضایت،خوشبختی و ارامش در زندگی، تنها وتنها ریشه در نحوه تفکر ما دارد. بنابراین اگر این مسئله برای ما قابل قبول است لازم است تا برای رسیدن به احساس رضایت از زندگی، نگاهی دوباره به تفکراتمان بیندازیم و با این بازاندیشی و تجدید نظر در چگونگی افکارمان،در راه رسیدن به خوشبختی و کامیابی،قدمی برداریم.

پس آنچه مهم است اینکه برای دستیابی به حس شادمانی و ر ضایت،لازم نیست دائما در جستجو باشم و از این نقطه به نقطه ای دیگر رویم و مدام در تکاپو باشیم. داشتن احساس رضایت و شادمانی نیازمند برخورداری از امکانات پیچیده و فراوان نیست. می توان تنها با ایجاد تغییر در تفکراتمان به ان دست یابیم. کافیست که باور داشته باشیم که همه چیز در درون ماست. مهم نیست که دنیا روی کدامین چرخ می گردد، انچه مهم اینکه در میان بالا و پائین های متعدد،چطور به خوشبختی و حس رضامندی دست پیدا کنیم. این یک شعار نیست بلکه واقعیتی دست یافتنی برای تمامی افرادی است که دوست دارند مثبت بیندیشند و مثبت احساس کنند.

 


 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 17 مهر 1391 11:25 ب.ظ

عشق وحسادت از یک هورمون(اکسی توکسین) نشات می گیرند

نوشته شده توسط:ریحانه
سه شنبه 21 شهریور 1391-10:05 ب.ظ

یک مطالعه که به تازگی انجام شده است، نشان می دهد: هورمون “اکسی توسین” که بر رفتار هایی مانند اعتماد، همدلی و سخاوت تاثیر می گذارد، بر رفتارهای متضاد آن مانند حسادت و تکبر نیز تاثیر دارد.به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ساینس دیلی ، محققان با توجه به یافته های این مطالعه اظهار داشتند: این هورمون برانگیزاننده احساسات اجتماعی است، بطوری که زمانی که ارتباط شخص مثبت است هورمون اکسی توسین موجب تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی می شود و زمانی که این ارتباط منفی است این هورمون احساسات منفی را تقویت می کند.


مطالعاتی که پیش از این انجام شده نشان می دهد،‌ هورمون اکسی توسین تاثیر مثبتی بر روی احساسات مثبت دارد.


در یک مطالعه افرادی که هورمون اکسی توسین استنشاق کرده بودند، احساسات ایثارگرانه از خود بروز دادند. گمان می رود این هورمون در ایجاد ارتباطات میان افراد نقش مهمی ایفا می کند.


این در حالی است که مطالعات سایر محققان بر روی جوندگان نشان داد که این هورمون با پرخاشگری نیز ارتباط دارد.


محققان در این مطالعه تاثیر این هورمون را بر احساسات اجتماعی منفی بررسی کردند.

این مطالعه که در مجله “روان شناسی بیولوژیکی” منتشر شده است بر روی ۵۶ نفر انجام شد.


در این مطالعه نیمی از افراد در جلسه اول هورمون اکسی توسین استنشاق کردند و در جلسه دوم به آنها دارونما داده شد. به بقیه افراد در جلسه اول داورنما و در جلسه دوم اکسی توسین داده شد.


سپس محققان از شرکت کنندگان خواستند تا یک بازی شانسی را با یک رقابت کننده دیگر که در حقیقت یک رایانه بود انجام دهند.


در این بازی از هر کدام از افراد مورد مطالعه خواسته شد تا از میان سه در، یک در را انتخاب کنند و پولی را که در پشت یکی از درها مخفی شده بود، از آن خود کنند.
این افراد نسبت به رقیب خود برخی اوقات پول کمتر و برخی اوقات پول بیشتری برنده می شدند و به این صورت شرایطی ایجاد می شد که احساس حسادت و غرور را در شخص برمی انگیخت.


نتیجه این مطالعه نشان داد افرادی که “هورمون عشق” را استنشاق کردند، زمانی که رقیب پول بیشتری برنده می شد، حسادت بیشتری از خود بروز می دادند و زمانی که آنها جلو می افتادند، احساس غرور پیدا می کردند.


نتیجه جالب دیگری که از این مطالعه بدست آمد این بود که به محض پایان بازی، تفاوتی در این احساسات میان افراد شرکت کننده دیده نمی شد.


این امر نشان می دهد که احساسات منفی تنها در جریان بازی قوت می گیرد.


اکسی توسین یک نانوپپتید است که در هسته های مجاور بطنی و فوق بصری هیپوتالاموس ساخته می شود. این پپتید در بیشتر نورونهای ارسالی به نواحی مغزی بویژه جایگاههای اتصال دیده شده است و احتمالا هورمون توانمندی برای فعالیت نورو پپتیدهای ایجاد کننده رفتارهای جنسی نیز محسوب می گردد.
نمی انجامید.

البته هورمون های استروئیدی نظیر استروژن ( estrogen ) و تستوسترون ( testosterone ) در رانه جنسی نقشی حیاتی ایفا می کنند و بدون آنها شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی شدیم.


اکسی توسین ( oxytocin ) که گاهی « ماده شیمیایی آغوش » نامیده می شود.بیش از همه به نقشی که در ایجاد انقباض حین زایمان و کمک به شیردهی نوزاد دارد شناخته می شود. دانشمندان اکنون بر این باورند که هر دوجنس هنگام آغوش و نوازش این هورمون پرورشی را ترشح می کنند و میزان آن در زمان ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) به اوج می رسد.


اکسی توسین نیاز به در آغوش گرفتن را در عشاق بوجود می آورد و سبب می شود که تماس نزدیک با جفت افزایش یابد.


به گفته پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو، هورمون اکسی توسین « در ارتباط با توانایی حفظ روابط سالم بین اشخاص و مرز بندی های روان شناختی سالم با افراد دیگر است. » وقتی در هنگام ارگاسم ترشح می شود، به تدریج یک پیوند عاطفی ایجاد می کند. هرچه رابطه جنسی بیشتر شود، این پیوند هم قوی تر می شود.

به این ترتیب دو طرف به هم عادت می کنند. به همین دلیل است که جدا شدن این قدر کار دشواری است. حتی وقتی واقعا دیگر علاقه ای به طرف مقابل ندارید و میدانید که باید اورا ترک کنید، اغلب احساس می کنید که « نمیتوانید ». چرا؟ زیرا به او اعتیاد شیمیایی پیدا کرده اید. ترک اکسی توسین وقتی که شما را به فرد نامناسبی قلاب کرده باشد، میتواند حتی از ترک هروئین هم دشوارتر باشد. در واقع مسکن اکسی کانتین ( oxycontin ) که ساختاری مشابه اکسی توسین دارد، یکی از اعتیاد آور ترین داروها به شمار می آید.


 

ویژه



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

کدام خطرناک تر است؟خیانت جنسی یا احساسی؟

نوشته شده توسط:ریحانه
سه شنبه 21 شهریور 1391-10:01 ب.ظ

شما هـر طـور که به قضیه نگاه کنید، خیانت کردن یکی از بهترین راه هـای بـر هم خـوردن ارتـبـاط بین یک خانم و آقا می باشد. اغلب زمانی کـه یـکی از طرفین مرتکب خیانت مـی شود، اطمینان موجود از بین می رود و بدست آوردن مجدد آن تبدیل به یک کار دشوار می گــردد. البته این چیز جدیدی نیست.

خیانت انواع مختلفی دارد

 یکی از انواع آن، خیانت جنسی می باشد. این امر زمانی روی می دهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دلیل برقراری روابط جنسی و هیجانی که دراز کشیدن پهلوی او می تواند به او بدهد، جذبش شده است. دومین نوع خیانت، احساسی می باشد و زمانی روی می دهد که فرد احساس میکند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده.


 وی از همراهی، صحبت کردن، و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد. کم کم به این نتیجه می رسد که ترجیح می دهد اوقات فراغت خود را به جای اینکه با همسر و یا نامزدش بگذارند با او سپری کند.

بر اساس تحقیقاتی که من به تازگی انجام داده ام تقریبا چیزی بیشتر از ۷۵% از خانمها اظهار می دارند که خیانت عاطفی برایشان خیلی سخت تر از خیانت جنسی است.

البته بسیاری از خانم ها نیز اعتقاد داشتند که هر دو نوع خیانت برایشان سخت است چراکه در هر دو مرحله، ضربه سختی بر روی احساساتی که نسبت به شریک زندگی خود داشتند، وارد می شود. حال به طور مجزا دیدگاه خانم ها را در مورد هر یک از دو مورد بالا مورد بررسی قرار میدهیم.

خیانت احساسی

خیانت احساسی یکی از مواردی بود که بیشتر خانم ها آنرا مخرب تر و ویرانگر تر تصور می کردند. خانم ها به خوبی می دانند که دختر های زیبای بسیاری وجود دارند

 و آقایون بالفطره از نظر بصری تحریک پذیر می باشند. البته این امر توجیه کننده خیانت جنسی نیست، اما همه به خوبی می دانند که برخی از مردها در کنترل خواست های جنسی خود ناتوان و یا کم توان هستند.

وضعیت زمانی غیر قابل تحمل می شود که خانم متوجه شود همسرش با کسی آشنا شده که از نظر شخصیتی او را بیشتر دوست می دارد. این امر علامت آن است که خانم دیگر توانایی جذب همسرش را ندارد و نمی تواند پاسخگوی نیاز های احساسی و عاطفی او باشد.


خیانت جنسی به نوبه خود درست نیست، اما اگر مردی مرتکب چنین کاری شده باشد خیلی راحت تر می توان این مطلب را برای همسرش بازگو کرد. اما اجازه دهید که ببینیم خیانت احساسی در نظر خانم ها به چه اموری گفته می شود:

چند نمونه از خیانت های عاطفی

یک مثال خیلی ساده این است که آقا یکی از همکاران مونث خود را همیشه برای شام و یا نهار به بیرون ببرد. در بیشتر موارد بهتر است شک کنید که آنها قصد دارند در مورد چیزهایی خارج از حیطه کاری صحبت کنند. این همکار ممکن است به همدم آقا تبدیل شود و به او اجازه دهد


تا عقاید و افکارش را در میان بگذارد. مردهایی که از نظر احساسی در بدو خیانت کردن قرار دارند، معمولا شروع می کنند به سوال کردن از خودشان که آیا این خانم را باید اینقدر زیاد ببینم؟ آنها در اعماق وجود خود احساس می کنند که این خانم خیلی بیشتر از یک همکار برایشان ارزش دارد و به همین دلیل در زمان ملاقات کردن او احساس گناه به آنها دست می دهد.

یکی دیگر از انواع خیانت های عاطفی که این روزها خیلی رایج شده است online میباشد. آقا سعی می کند بیشتر و بیشتر به شبکه اینترنت متصل شود تا با یک فرد خاص صحبت کند و همسرش نیز ناراحت است که او ساعت های طولانی را در اینترنت می گردد.

 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 17 مهر 1391 11:28 ب.ظ

زنان به این جمله ها نیاز دارند

نوشته شده توسط:ریحانه
یکشنبه 1 مرداد 1391-09:40 ق.ظ

آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می‌تواند روی زندگی مشترک‌تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک‌تان را بیشتر کند.


 اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می‌کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. تا زمانی که با این احساسات درونی‌تان جمله‌ای نسازید و همسرتان را از آن‌ها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک‌تان نخواهد افتاد.


اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی‌دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه‌ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشنا‌تر شوید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می‌خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.


ادامه مطلب

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 6 مرداد 1391 01:25 ب.ظ

بالجبازی همسرم چه کنم؟

نوشته شده توسط:ریحانه
پنجشنبه 29 تیر 1391-01:23 ب.ظ

اختلاف،لج بازی

جر و بحث‌ های زنا شویی و اختلاف ‌نظر‌های همسران مساله ‌ای است که همه زوج ‌ها آن را تجربه می ‌کنند، اما اهداف زوج‌ ها با هم در این میان متفاوت است و گاهی خودشان از این موضوع آگاه نیستند. بعضی‌ ها دوست دارند هر چه زودتر جر و بحث و بگو مگو را پایان دهند و دوباره آرامش را به رابطه خود برگردانند و به هر چیزی برای بدست آوردن آرامش متوسل می ‌شوند، بعضی ‌ها نیز این بگو مگو‌ها را میدان جنگی تصور می ‌کنند که باید پیروز آن شوند و اینها نیز به هر کاری برای پیروز شدن دست می ‌زنند، این افراد با لجبازی تمام بحث را کش می ‌دهند و نمی ‌خواهند اشتباهات خود را بپذیرند و در برابر هر حرفی جوابی می ‌دهند و در برابر هر عملی رفتاری از خود نشان خواهند داد.

 


ادامه مطلب

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 6 مرداد 1391 01:26 ب.ظ

چطور همسرتان را غافلگیر کنید

نوشته شده توسط:ریحانه
پنجشنبه 29 تیر 1391-01:09 ب.ظ

 آیا پس از گذشت سال ها از آشنایی، باز هم زوج ها می‌توانند یکدیگر را غافلگیر کنند؟ بله. دکتر گیسلن پاریس، نویسندۀ کتاب "عشق ورزیدن جلوی نزاع زوج ها را می‌گیرد" می‌گوید، بله می‌توان؛ ضمناً این کار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

غافلگیر کردن طرف مقابل روشی است که نشان می‌دهد او را دوست دارید ...

غافلگیر کردن، توجه همسرتان را برای همیشه به سوی شما می‌کشاند

غافلگیر کردن تغییر سبک است


ادامه مطلب

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 6 مرداد 1391 01:27 ب.ظ



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic